|
عشق را میجویم
|
امشب با دلم غریبانه نجوا میکنم...
میدانم که صدایم در تلاطم عجیب دردها گم و گور میشود...
سکوت میکنم اما... صدای این سکوت در دل شب رخنه میکند...
چیزی آزارم میدهد.. میدانم که تلاش برای رهایی از آن بیهوده است پس مینشینم به روی گاهواره های
مهتاب و مینگرم به افق های دور دست، آجا که که همیشه نگاه انتظار به راه خشک میشود...
و با خود تکرار میکنم واژه های غم آلودی را که در ذهن آشفته ام غوطه ورند....
پ.ن:میدانی!اینها شکنجه ی روحی نیست...دیگر برایم عادت شده اند!!!
وقتی یه مسئله ای برات هویتشو از دست میده و تو چشم بر هم زدنی تبدیل میشه به یه چیز دیگه!!!خیلی
مسخرست که حتی بخوای در موردش نظر بدی...
خیلی مسخرست...
برای صورت مسئله ی غلطی که هیچ وقت اصلاح نمیشه پیدا کردن راه حل، مثل نفس کشیدن تو هوای پر
از دود و خاکه...
راه نفستو بند میاره!!!
گاهی همه چیز رو نمیشه گفت...بر فرض گفتن در اصلش هیچ تغییری ایجاد نمیکنه...
پس دلیلی برای گفتنش وجود نداره!
وقتی نگاه می کردم
از گل به خار رسیدم
با خود گفتم
پروردگارا ؟
چه فلسفه ای ست
در این همسایگی
و چه حکمتی ست
در این بیگانگی

قطار می رود
تو می روی
تمام ایستگاه می رود
و من چقدر ساده ام
که سالهای سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان
به نرده های ایستگاه رفته
تکیه داده ام...!
هر چه باشی نازنین ، ایام خارت میکند / هر چه باشی شیر دل دنیا شکارت میکند
هر چه باشی با لب خندان میان دیگران / عاقبت دست طبیعت اشک بارانت میکند . . .
.

که قناری ها پربستند
که پر پاک پرستوها را بشکستند.
و کبوتر ها را آه کبوتر ها را
دل من در دل شب
خواب پروانه شدن می بیند
مهر در صبح دمان داس به دست
خرمن خواب مرا می چیند
وای باران باران
شیشه پنجره را باران شست
از دل من چه کسی نقش تو را خواهد شست
آسمان سربی رنگ
من درون قفس سرد اطاقم دل تنگ
می پرد مرغ نگاهم تا دور
وای باران باران
پر مرغان نگاهم را شست .
کسي تضمين نمي کنه که چقد زندگي مي کنيم مگه نه؟؟شايد به ثانيه هم نرسه...و چه خوبه که در لحظه زندگي کنيم و گذشته رو فراموش کنيم و نگران آينده هم نباشيم ...کسي چميدونه شايد همين لحظه که دارم اين جملات رو تايپ مي کنم آخرين کارم رو روي زمين تموم کرده باشم .....
داني اولين بوسه جهان چگونه کشف شد؟ در زمان هاي بسيار قديم زن و مردي پينه دوز يک روز به هنگام کار بوسه را کشف کردند. مرد دستهايش به کار بود، تکه نخي را با دندان کند، به زنش گفت بيا اين را از لب من بردار و بينداز. زن هم دست هايش به سوزن و وصله بود. آمد که نخ را از لب هاي مرد بردارد، ديد دستش بند است، گفت چکار کنم؟ ناچار با لب برداشت. شيرين بود. ادامه دادند.
میگم هر کس جریانو فهمید به منم بگهحالم خیلی خوب نیست !!!
قسمت نشد بیبنمت خدانگهداری کنم
فرصت نشد بمونمو از تو نگهداری کنم
گفتم اگه ببینمت دل کندنم ...سخته برات..!!
اگه یوقت بگی نرو رفتن پر از درد برام...
گفتم صداتو نشنوم ندیده از پیشت برم
پشت سرم زاری نکن چیکار کنم مسافرم
من میرم ولی باز تو بدون همیشه .....
یاد تو ازخاطره من فراموش نمیشه
گله من خوب می دونی بی تو تک وتنهام
عزیزم اگه تو نباشی میمرم.....!!!!!
نامرو تا تهش بخون....
گریه نکن طاقت بیار....
نامرو خط خطی نکن..
همین دوجمله رو دوم بیار...
باورنکن یه بی وفام که نامه می زارمو میرم....
نه......!!!!!!!!
قسمته زندگیم اینه به کی بگم مسافرم...
سهم من از تو دوریه...
تو لحظه های بی کسیم
قشنگیه قسمته ماست که ما به هم نمی رسیم
من میرم ولی باز تو بدون همیشه یاد تو از
خاطره من فراموش نمیشه
گله من خوب می دونی بی تو تک وتنهام
عزیزم اگه تو نباشی میمرم.....
.......
اگه از من خاطره ای هم واست هست...خوشت..![]()
..خدانگهدارت باشه.... ![]()
![]()
![]()
عاشق کسی باش که لايق عشق باشد نه تشنه!
تشنه روزی سيراب خواهد شد
دنیا را بد ساخته اند کسی را که دوست داری ،تو را دوست نمی دارد!
کسی که تو را دوست دارد، تو دوستش نمی داری!
اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد،
به رسم و آیین هرگز به هم نمی رسندو این رنج است.
زندگی یعنی این 
___@@@@@_____________
___@@@@@_____________
___@@@@@_____________
___@@@@@_____________
___@@@@@_____________
___@@@@@_____________
___@@@@@@@@@@@@@@____
___@@@@@@@@@@@@@@____
_____________________
______@@@@@@@@@______
__@@@@@_______@@@@@__
_@@@@@_________@@@@@_
_@@@@@_________@@@@@_
_@@@@@_________@@@@@_
__@@@@@_______@@@@@__
______@@@@@@@@@______
_____________________
__@@@@___________@@@@
___@@@@_________@@@@_
____@@@@_______@@@@__
_____@@@@_____@@@@___
______@@@@___@@@@____
_______@@@@@@@@@_____
________@@@@@@@@_____
_____________________
_______@@@@@@@@@_____
_______@@@@@@@@@_____
_______@@@@__________
_______@@@@__________
_______@@@@@@@@@_____
_______@@@@@@@@@_____
_______@@@@__________
_______@@@@__________
_______@@@@@@@@@______
_______@@@@@@@@@______همیشه نگاهی را باور کن که وقتی از اون دور شدی در انتظارت بماند
![]()
![]()
![]()


خوشبختی
خوشبختی را نمی توان وام گرفت
خوشبختی را نمی توان برای لحظه ای نیز به عاریت گرفت
خوشبختی را نمی توان دزدید
نمی توان خرید
نمی توان گدایی کرد
پرنده سعادت دیگران را نیز نمی توان به دام انداخت
به خانه خویش آورد ودر قفسی محبوس کرد
به امید باطلی به خیال خامی
خوشبختی گمان می کنم تنها چیزی است در جهان که فقط با دستهای طاهر کسی که به راستی
خواهان آن است ساخته می شود
واز پس اند یشیدن طاهرانه
شبی از پشت یک تنهایی غمناک و بارانی تو را با لهجه ی گل های نیلوفر صدا کردم.
تمام شب را برای با طراوت ماندن باغ قشنگ ارزوهایت دعا کردم.
پس از یک جست و جوی نقره ای در کوچه های سرخ احساس تو را از بین گل های که در تنهاییم روئیده
بود با حسرت جدا کردم .
و تو در پاسخ سرخ ترین موج تمنای دلم گفتی دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی و من برای
دیدن ان چشم تورا در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم.
و او را رها کردم.
و چقدر سخت است که عزیز ترین کست را رها کنی.
اما من انقدر او را دوست دارم که او را رها می خواهم .
رها از تمامی بند ها و زنجیر ها .
هرچند که او هیچگاه در بند من گرفتار نبود.
چرا که من خود اینگونه خواستم.
و هیچگاه برای همیشه ماندن با او برایش بندی نساختم.
اما او در بند خود گرفتار بود .
ای کاش از خود هم رها شود.
همانگونه که من با او از خود رها شدم.


